برچسب: fitbit,fidelity,finish line,
نویسنده: اشکان رضوانی
برچسب: getaway,getaway today,getaway deals,
نویسنده: اشکان رضوانی
خواستار نیست بودم
در فردوس
شفاف و عریان
نه شیطان بود نه مار بود نه الهه نه خدا
من بودم و باد بود
باد مرا با خود درآمیخت
نسیم زاده شد.
نسیم بود که آن میوه بالا را چید.
من فقط سیب خوردم.
حکم حبس بود
هست
و ادامه دارد
برچسب:
نویسنده: اشکان رضوانی
برچسب: ناخدا خورشید,ناخدا افضلی,ناخدا,ناخدا پیتزا,ناخدا صمدی,ناخدا خورشید دانلود,ناخدا ملک زادگان,ناخدا با خدا,ناخدا پیتزا مرزداران,ناخدا خورشید فیلم کامل,
نویسنده: اشکان رضوانی
افول اینجا زیباست.
چه کسی زیبایی لاینوصف یک غروب را انکار می کند؟
درنوردیدن پله های چوبه دار و ظهور بر سکوی خودنمایی، تشرف به عرشی به فاصله ی یک پنجه ی پا خود طلوعی است خیره مانده از دریچه ی چشم ها و دهان های هو شده یک جمعیت.
که ناگاه گردن آفتاب خم می شود؛ به مکافات رفتن راه انا الحق.
حق اینجا زوالی ندارد.
و زیبایی فقط مخصوص غروب آفتاب هاست.
برچسب: غروب آفتاب هامبورگ,غروب آفتاب در هامبورگ,غروب آفتاب به وقت هانوفر,غروب آفتاب به وقت هامبورگ,
نویسنده: اشکان رضوانی
امشب من جرات کردم که صحنه ی شب را بشکنم
در تاریکی فرو رفتم.
ذرات گرد و خاک هم پای من به رقص درآمدند
پراکنده به اطراف
نه صدایی نه کور سوی نوری، من بود و خاک
در واقع من داستان او بود
من فقط رفتم
برای تثبیت این حرف، بار دیگر
به نام او
.
برچسب:
نویسنده: اشکان رضوانی
هوای صاف روبرو را می نگرم و در اندیشه ی گرد و خاک پشت هستم
خاک آشفته ی پشت تهدیدی است برای آیینه
زمین هموار شفاف روبرو ترک برمیدارد
...آنگاه که هوای پشت پس است
آیینه شفاف نیست
و من مانده ام یک پشت یک رو، کدر
و یک مرز... همین جا که مانده ام در راه
ته نشین می شوم در فضا
جنسی از گردی یک گلوله گرد
قدم در راه آیینه برمی دارم
...هوای مه اندود روبرو را می نگرم...
برچسب: یک داستان از مرزبان نامه,شهادت یک مرزبان ایرانی,شهادت یک مرزبان,وظایف یک مرزبان,شهادت یک مرزبان در سراوان,کشته شدن یک مرزبان,یک حکایت از مرزبان نامه,
نویسنده: اشکان رضوانی
برچسب:
نویسنده: اشکان رضوانی
برچسب:
نویسنده: اشکان رضوانی